الفيض الكاشاني
258
ده رساله محقق بزرگ فيض كاشانى ( فارسى )
كشيده جمله و مانده دهن باز * زهى دريا دل رند سر افراز « 1 » در آشاميده هستى را بيك بار * فراغت يافته ز اقرار و انكار « 2 » شده فارغ ز زهد خشك و طامات * گرفته دامن پير خرابات خرابات و خراباتى : خرابات عبارت است از وحدت صرف و اطلاق بحت كه رسوم تعيّنات او را آنجا نه عين باشد و نه اثر ، خواه افعالى باشد يا صفاتى يا ذاتى ، و خراباتى اشارت است بسالك عاشق لا ابالى كه از قيد رؤيت تمايز افعال و صفات واجب و ممكن خلاصى يافته ، افعال و صفات جميع اشياء را محو افعال و صفات الهى داند و هيچ فعلى و صفتى به خود و ديگرى منسوب ندارد . خراباتى شدن از خود رهائى است * خودى كفر است اگر خود پارسائى است
--> ( 1 ) - در نسخه بياض : زهى دريا دلى رند سر افراز ( ف ) . ( 2 ) - نسخه كهنه : مى هستى در آشمايده يك بار ( ف ) . نسخه نستعليق : بياشاميده هستى را بيكبار . . .